|
|
|
۱۳۸٧/٤/٢٥
گردون 71
کرک و پرم ریخته...یکجورهایی دچار یاس فلسفی روان پریشانه ذو حیاتینی شده ام که انگار ول کن من هم نیست.حالا کجایم را دقیقن گرفته که هر چه خودم را تکان تکان میدهم رهایم نمیکند نمیدانم.سانچو از آن طرف میگوید ارباب کجاش که مهم نیست مهم اینه که گرفته.سانچو راست میگوید عروق امیدواری دچار گرفتگی خفن شده اند و بعید میدانم حتی با یه بطر عرق واروژ نشان هم گشایشی در کار ایجاد کند.اصلن از همین چرت و پرت هایی که مینویسم تابلو نیست حالم؟حتی-تاکید میکنم حتی-گوش کردن به این سی دی عشقولانه ای که هدیه گرفته ام و خیلی هم به قول شیرازی ها دوستش میدارم نیز چاره کار کج و معوج بودن خلق ملوکانه مان نیست...نه ماتحت نشستن موجود است نه همت رفتن فلذا تا اطلاع ثانوی به به! پی نوشت:خوب ناامید شدید؟حالتان گرفته شد؟دپرسشن حاد بر شما مستولی گردید؟اگر بعله تشریف ببرید گردون ٧١ را مطالعه فرمایید که درنگش رسمن در مورد ناامیدیست پی نوشت برای اثبات اطلاع نگارنده از تقویم:بعله خودم میدانم امروز ۵ شنبه نیست ولی شما اگر هنوز نمیدانید که در این مکان مقدس نظم و برنامه از پیش تعیین شده و اینها والزاریاتی بیش نیستند بروید بدهید دانستنتان را ارتودنسی کنند... اهه! [ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ] |
خانه آرشيو پست پرشينبلاگ هر گونه نقل مطالب این وبلاگ در سایر رسانه ها یا سایتها منوط به اجازه کتبی نویسنده است FEED
|