۱۳۸٧/٢/۱

از ثکص و مابقی قضایا 2
الیزه بود انگار که برای بار اول لزوم نوشتن زنان از تمایلات جنسی و لذت هایشان را مطرح کرد.بعد چند تا وبلاگ دیگر هم پشت سرش اعلام نظر کردند و مخالفین هم پشت بندش به صحنه آمدند.عمده حرف مخالفین این بود که این حیطه خصوصیست و نباید عمومی شود،یا ممکن است بدآموزی داشته باشد و یا حتی نوجوان های ۱۶ ساله را به انحراف بکشد.به نظرم استدلال مخالفین خیلی شبیه تلقی جمهوری اسلامی از عرصه فرهنگ است-به بهشت میبریمتان حتی اگر خودتان نخواهید-تک تک این استدلال ها قابل بحث و رد کردنند از نظر من.اگر نوشتن از مسائل جنسی خصوصیست وبلاگ هم یک رسانه عمومی نیست.کسی مجبور به خواندن وبلاگ کسی نیست.برای بار هزارو نمیدانم چندم:وبلاگ تلویزیون یا رادیو نیست ارزش ها و قواعد خاص خودش در آن حاکم است.معتقدم که همان روزی که به اسم مصلحت جلوی نوشتن بلاگر ها را گرفتیم میتوانیم همزمان ناقوس مرگ وبلاگ را هم به صدا در آوریم.در باب بد آموزی انحراف نوجوانان و اینها هم باید بگویم واقعا نمیدانم حضرات نمیبینند اطرافشان را یا سرشان را کرده اند توی برف.بیشمار سایت و وبلاگ به زبان فارسی و انگلیسی در محیط اینترنت وجود دارند که حتی برای غریب ترین تخیلات جنسی قابل تصور هم خوراک تهیه میکنند.بدیهی است که اگر کسی به دنبال این تیپ اطلاعات باشد با یک سرچ ساده به هر چه که میخواهد میرسد.بازار پ.و.ر.ن.و گرافی و نویسی هم که به شدت داغ است.انصاف بدهید این بخش ماجرا که چند تا وبلاگ به انحراف میکشانند کسانی را بسیار بی پایه و سست است.ته ماجرای این مخالفت ها به نظرم حسرت این است که چرا بعضی ها با خودشان و بدنشان انقدر راحتند و از آن مینویسند و ما نه که بنویسیم که حتی در عرصه عمل هم مشکل داریم با خودمان.ماجرا تعارف بردار نیست که اکثریت قریب به اتفاق ما حاصل تربیت های سنتی هستیم که در آن روابط جنسی و حتی بدنمان تابو بوده و حرف زدن از آن حتی از بردن نام لرد ولدمورت در هری پاتر هم ممنوع تر است.اینطوری همه ما مواجهیم با یک اسمش را نبر کبیر!با این تربیت سنتی می آییم میرسیم به جایی که باید به واسطه بدنمان لذت ببخشیم و لذت بستانیم و هیچ چیز برای ارایه نداریم و هیچ آموزشی ندیده ایم و جز مزخرفات وهم آمیز رفرنسی برای درستی و غلطی نداریم.نتیجه اش میشود همین که ۶۵ درصد طلاق ها بنا به آمار قوه قضاییه همین حاکمیت ریشه در بحران های جنسی بین زوجین دارند.حالا در این میانه هر تلاش سازنده ای برای آشتی ذهن مدرنمان با والد سنتی را باید به فال نیک گرفت و از آن حمایت کرد.پس اگر فکر میکنید نوشتن از رختخوابتان درست است بنویسید حضرات!
پی نوشت ۱:به عنوان نظر شخصی اینطور بی واسطه نوشتن از تجربیات جنسی را دوست ندارم.از نظرم ناسوتی کردن یک امر لاهوتی و حرمت زدایی از چیزیست که باید حریم داشته باشد اما این صرفن نظر من است و اخلاقیات من.همانقدر که من حق دارم این بخش از زندگیم را نگه دارم برای خودم،دیگران هم حق دارند بنا به اخلاقیات خودشان این بخش از زندگیشان را بنویسند آشکار و بی پرده.کاش از یک جایی شروع کنیم دست برداریم از تحمیل اخلاق و اصولمان به یک دیگر و بپذیریم هر کس مثل من نیست الزامن وقیح یا از آن سو امل محسوب نمیشود
پی نوشت ۲:بدیهیست که فرق میگذارم بین آگاهی دادن جنسی و وصف تجربیات شخصی.اولی به نظرم نه تنها مفید که واجب است و دومی به نظرم مطابق پی نوشت بالا یک امر سلیقه ای محسوب میگردد
امیرحسین

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

Free Hit Counters

خانه
آرشيو
پست
پرشين‌بلاگ
هر گونه نقل مطالب این وبلاگ در سایر رسانه ها یا سایتها منوط به اجازه کتبی نویسنده است
FEED