۱۳۸۸/٩/٢

بچه های دوشنبه

بدون اغراق شاید مهمترین اتفاق زندگی من در یک سال گذشته، بازخوانی کتاب «قهرمان هزار چهره» ی جوزف کمپبل بود. تاثیرش را شاید نشود شرح داد اما واقعن جاهایی مثل معجزه بود. من ذاتن آدم معنوی هستم و حس خوشبختی برایم با طی طیریق معنوی به هم گره خورده است. مسیر معنویت چنان متولیان باطلی در این سال ها داشت که گم شدن در راه برای چو منی اجتناب ناپذیر بود. کمپبل کمکم کرد از دور باطل خارج شوم و نگاهم به جهان معنا کمی عمق یافت. بعد روزی دیدم آن آموزه های معنوی چقدر در زندگی روزمره کاربرد دارد، در نوشتن، گفتن، زیستن ... می توانم بگویم کمپبل بزرگترین معلم تمام زندگیم تا این روز بوده و من به تمامی مدیون خرد این مرد هستم.

اما این همه ی حقیقت نیست. دوباره خواندن کمپبل هدیه ای بود که تعدادی از دوستانم ناخوداگاه در دامانم نهادند. بچه هی دوشنبه فرصتی به من دادند، با صبوری و مهربانیشان، که من کمپبل را نه فقط با خواندن که با گفتن درک کنم. بعضی هایتان اینجا را می خوانید، خیلی هایتان نه، اما من دلم خواست حتمن بابت این اتفاق مبارک تشکر کنم از یکایک ‌تان و بگویم چقدر دوست تان دارم و چقدر ممنون همه ی شما هستم.

امیرحسین

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

Free Hit Counters

خانه
آرشيو
پست
پرشين‌بلاگ
هر گونه نقل مطالب این وبلاگ در سایر رسانه ها یا سایتها منوط به اجازه کتبی نویسنده است
FEED