۱۳۸۸/٢/٢۸

درک درد

و بعد نگاه می کنی به زندگیت،به شکست ها و ناکامی ها،به رنج خالص همه شان،به آزمون و خطاهایت و درک اینکه تمام آن شکستن ها انگار داشتند هدایتت می کردند به نقطه ای خاص و مشخص،انگار خردی پشت همه آنها بوده،درس بودند هر کدام،پوستت را کنده اند چون ماری که باید پوست بیاندازد تا بماند...فکر می کنی به رنج پوست انداختن،به حکمت پوست انداختن و ناگهان درد جایش را با درک عوض می کند.درکی عمیق،درکی عزیز

از دل این درک است که آدم می تواند به نشدن ها،نداشتن ها،نبودن های زندگیش احترام بگذارد.بعید می دانم راه دیگری هم باشد...بعید می دانم!

امیرحسین

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

Free Hit Counters

خانه
آرشيو
پست
پرشين‌بلاگ
هر گونه نقل مطالب این وبلاگ در سایر رسانه ها یا سایتها منوط به اجازه کتبی نویسنده است
FEED