۱۳۸٧/۱٢/۳

از ازدواج

«هر کس ازدواج را اختراع کرده، یک شکنجه‌گر خلاق بوده. ازدواج نهادی است متعهد به بطالت احساسات. نکته اصلی ازدواج، تکرار است و والاترین هدفش، ایجاد وابستگی‌های نیرومند متقابل. دعواها سرانجام به جایی می‌رسند که دیگر بی‌فایده می شوند ـ تا وقتی که یک نفر آماده باشد که کاری بکند و این پایان ازدواج است.»سوزان سونتاگ

داشتم نقد پرویز جاهد را در مورد فیلم جاده دگرگونی می خواندم.رسیدم به آن بخش مقاله که این نوشته بالا را در آن ذکر کرده بود.با استفاده از این شرح،پرویز جاهد فیلم جاده دگرگونی را فیلمی ضد ازدواج بر می شمرد.قبل تر ها یادم بود که در دیالکتیک تنهایی اوکتاویو پاز هم ازدواج را نهادی متعلق به سنت و در مقابل عشق قلمداد می کرد.ماجرا وقتی شاید جالب تر می شود که بدانیم جوزف کمپبل اسطوره شناس هم عمیقن دو حوزه عشق و ازدواج را از هم جدا دانسته و قوانین مختلفی را بر آن حاکم می داند.آیا واقعن ازدواج یک شکنجه مداوم است؟آیا نهادی است که سنت برای بقای خودش خلق کرده؟آیا حسابش از عشق جدا است؟آیا...

بیایید در موردشان حرف بزنیم 

امیرحسین

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

Free Hit Counters

خانه
آرشيو
پست
پرشين‌بلاگ
هر گونه نقل مطالب این وبلاگ در سایر رسانه ها یا سایتها منوط به اجازه کتبی نویسنده است
FEED